![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 13:17 توسط فریاد |
|
|
سلام را گفتم هر بار و پاسخی نشنیدم ....
ندانستم ترس من بود که لالم کرد یا قسمتم این بود.... سخت است سکوت در مقابلت و سخت تر لب گشودن..... سلام می کنم و می دانم بی پاسخ است و درد می کشم که نه هر بار که گاه گاه نمایش چشمانت به صحنه خیالم راهی می جوید و من تنها تماشاگر این شعبده می نشینم تا باز شاهد پایانت باشم بی آنکه سلامم را پاسخی باشد....
دوستت دارم ای بی فروغ بی کلام باز هم سلام..... |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم خرداد 1387ساعت 0:6 توسط فریاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 |
|
RSS
|